|
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه كند؟ من هم زير ان نوشتم :بايد صبر كند. براي بار دوم كه از انجا گذر كردم زير نوشته ي من كسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه كند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم كه از انجا عبور كردم انتظار داشتم زير نوشته ي من نوشته اي باشد اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم!.....!!!
به من ميگفت: انقدر دوست دارم كه اگه بگي بمير ميميرم....... باورم نمي شد ...... براي يك امتحان ساده به او گفتم بمير....! حال سالها ست كه در تنهايي پژمرده ام..اي كاش امتحانش نمي كردم.....!
|